X
تبلیغات
رایتل

گذری در لحظه

چادر= شخصیت

- خیلی وقت بود چادر نمیپوشیدم واسه کارآموزی وقتی میخواستم فرمانداری برم بابا با اصرار چادر مامان رو سرم کرد گفت اینجوری قبول میکنن...

هرچی بهش میگم بابا اگه کارآموزبخوان نیازی نیست چادر سرت باشه یانه فایده نداشت که نداشت...

تازه بهش گفتم اگه راست میگی یه روز خودت چادر بپوش ببینم میتونی...دوس داری......

>فرمانداری گفت ما از استان دستور میگیریم و گفتن کارآموز نگیریم...

نتیجه این شد برم اداره باباینا...تصمیم گرفته بودمم چادرم نپوشم که دیدم دیشب مامان دنبال چادرم میگرده...

و امروز هم به احترام بابا چادر پوشیدم ولی با گذشت این همه سال هنوز یاد نگرفتم درست استفاده کنم...

آخه کی گفته فقط چادره که به آدم شخصیت بده....................؟


- هرشب قبل از خواب یه چیزی از ذهنم میگذره یه چیزی که درونم رو پر از ترس میکنه این ترس بعد از بله گفتن به پرهام شروع شدش

امیدوارم فعلا بعضی چیزا برملا نشه تا بعد...تا وقتی همخونه شدیم.......اون موقع ترس از دیگرانی نیست که باعث جداییمون بشن چون خودم کنارشم...


- ایده های زیادی تو سرم هستن ولی چه فایده که اراده ای برای انجامشون پیدا نمیشه....