X
تبلیغات
رایتل

گذری در لحظه

توفیق اجباری


- توفیق اجباری که این روزا نصیب تموم خانواده های جنوبی شده کنار هم بودن تمومی اعضای خانواده هستش موقع خوابیدن که تو حیاط یا پارک....


خیلی دوس داشتم الان اونجا بودم  پیش خانواده ام، دیشب خاله و شوهرخاله هم شب خونه ما موندن بهتره بگم تو حیاط خوابیدن تا صبح...

و مهمون پس لرزه های 2 و 3 ریشتری بودن...


- گفتم که از وقتی مامانینا رفتن شبا غذا می پزم برای فردا و چه حس خوبیه که می دونم ناهار آماده است...


- چهارشنبه و پنجشنبه یه سریال دانلود کردم به اسم NEW GIRL خیلی قشنگه هر قسمتش 20 دقیقه است و من فک کنم تا الا 12 قسمتش رو دیدم پیشنهاد می کنم حتما ببینید...


- دیروز از صبح که بیدار شدیم دوتایی مشغول کار کردن بودیم

من لوبیا- نخود- باقلا ها رو پاک کردم، و گذاشتم رو گاز که بپزن ،  خورشت بادنجان و گوشت برای ناهار پختم

نخودا خیلی دور پختن، با آسیاب و مخلوط کن امتحان نکردم فایده نداشت در نتیجه چرخ گوشت رو اوردیم رو کار اونم ساعت 1 شب  چرخشون کردیم و چون اولین بارمون بود نخود چرخ می کردیم لباسامون رو حسابی کثیف کردیم..


- یه فن تو آشپزخونه کار گذاشت و بعد بخار شور رو اورد چربی های آشپزخونه رو تمیز کرد و منم این وسط کمک می کردم...

لباسا رو شستیم که مانتوهای من بجای تمیز شدن حسابی کثیف شدن بخاطر پودر ماشین لباسشویی...


- یه چیز عجیب غریب که بعد از سقط  عادت های زنانگی از 22 اسفند به این ور 3 دفعه برای من اتفاق افتاده که امروز یا فردا باید برم دکتر...


- از اون شب کذایی به بعد از خانواده پرهام خبری ندارم...