X
تبلیغات
رایتل

گذری در لحظه

عطش یادگیری



- ظهرا که بر می گردم خونه اینقدر خسته ام که دیگه بعد از ظهرا نمیام مغازه

- دیروزم اینقدر خسته بودم که تا 5 خوابیدم و بعدشم پاشدم رفتم سروقت کیف نازنینم، خیلی طول کشید کارش اونم چون نمیدونم اول باید زیپ وصل کنم یا طبله ها رو یا بند کیف رو


دوروزه تو خونه استراحتم یعنی ظرف نمی شورم بخاطر اینکه می ترسم سوختگیم خیس بخوره بیفته فقط سالاد الویه واسه افطار درست کردم .

بعد از افطار هم داشتم می مردم از سرگیجه و سردرد ولی باز نشستم پای کیف هی از پرهام نظر میخواستم کدومش رو اول بزنم (هنوز تموم نشده ها)


×


عطش سیری ناپذیری واسه یادگیری دارم ، یه نفر قول داده سرمه دوزی رو آموزش بده و از اون طرف میخوام کلاس گل های کریستال برم و دوس دارم مثل گذشته با خمیر چینی عروسک درست کنم و ...



× جواب کامنتا رو تو پست قبل دادم.