X
تبلیغات
رایتل

گذری در لحظه


- از این همه مسافری که به این شهر اومدن به وجد میام ، گاهی دلم میخواد منم جز یکی از این مسافرا باشم


- دلم حسابی برای شهرمون تنگ شده مخصوصاً برای مادربزرگم، 5 ماه زمان طولانیه برای ندیدن...


- بابای پرهام جمعه عصر ، دوباره رفت کویت و این دفعه مامان پرهام خونه دختراش رفت و چقدر خوبه این رفتنش چون دیگه اگه وقت نکنیم سر بزنیم باز خیالمون راحته جاش و ناراحتی پیش نمیاد.


- دیروز با پرهام ، نمایشگاه صنایع دستی رفتیم که برای مسافرا زدن و  ذوقناک شدم با اینکه با اصرار پرهام رو بردم.


- کلی کار انجام می دی واسه مُشتری ها، دست آخر کار رو تحویل می گیرن به بهونه های مختلفی از دادن پول خودداری می کنن و الان چند روز مدام دارم می زنگم به یکی مشتری ها تا دیشب جواب داد یادم باشه از این به بعد به شرطی کار رو تحویل بدم که پولش رو اول بدن...


- بچه ها پست قبل ، پر از عکسه و به دلیلی که قبلاً گفتم خصوصی کردم پسورد هم  (حذف شد ) هست