X
تبلیغات
رایتل

گذری در لحظه

روزای پراز آرامش


- این روزا عجیب خوبه ، پرهام مدام ابراز احساسات می کنه و لحظات شیرینی رو باهم می گذرونیم


هیچ وقت فک نمی کردم بی خبری هم ممکنه خوب باشه ولی الان خوبه، دخالتی نمی کنم چون خانواده من نیست و به خودش مربوطه بارها به خودش گفتم با اینکه از این همه بی توجهی قلبم سنگینه ولی بازم هیچی نمیگم


و الان واقعا خوبه


- حس خوبیه وقتی دخالت نمی کنی اجازه می دی مَردت تموم ناراحتیهاش رو با تو در میون بذاره


- دخترداییام اومدن این استان و الان یکی از شهرای اینجان دیشب دعوتشون کردم که قرار شد چند روز دیگه بیان، نه اینکه دوره مجردیم من خیلی نازپرورده بودم حالا دخترداییم دیروز میگه خواستیم بیایم خودمون میایم آشپزی می کنیم تو خسته میشی


- پنج شنبه و جمعه حسابی کار کردم البته بهتره بگم کارکردیم چون پرهام جارو کرد، لباسا رو دوبار برد رو بند انداخت بعد اورد، سفره ناهار  رو پهن دوباره جمع کرد...صبحونه آماده کرد ، کمکم لوبیا سبزا رو خرد کرد و...

منم که کل کمد دیواری رو خالی  و بعد مرتب کردم، کابینتا  رو تمیز و مرتب کردم و جرم گیری کردم و...

- حدود بیست روز دیگه سالگرد ازدواجمونه