X
تبلیغات
رایتل

گذری در لحظه

کاش می شد رفت!


- ببخشید که هنوز بهتون سر نزدم امروز یا فردا سعی می کنم به همه سر بزنم


- دیروز حسابی پرهام بداخلاق بود تا عصر به شدت اذیت شدم ، همین بی محلی کردناش بدترین شکنجه اس واسه من


- از وقتی برگشتیم به مامانش سر نزده بود ( البته هفته اول نبودش ) تا دیروز که بلاخره اجیش اومد کلی با پرهام حرف زد پرهام عصر رفت پیش مامانش


حرف مامانش این بوده که چرا پرهام رفته مسافرت منم به اجیش گفتم 5 ماهه من نرفته بودم  و البته که دلم شکست بخاطر این حرف چون آجیاش دوهفته یه بار میان این شهر و من که برم همین برنامه اس.


و دیروز عصر متوجه شدم پرهام ضامن اجی کوچیکه اش شده اجیش حتی یه زنگ نزده واسه تشکر ( رئیس بانک آشنا بوده و اون موقع که پرهام رفته امضا کرده حتی اجیشم نبوده)


و  دیروز بازم پرهام گفت فک کنم مغازه مال اجی کوچیکه باشه و هیچی نمی گن ...


و همه اینا باعث می شه دنبال یه راهی باشم برای رفتن، دنبال یه شغل که بتونه آیندمون رو تضمین کنه برم ...اصلاً دلم نمیخواد بعدها بچه هام تو چنین محیط سردی بزرگ بشن...



دیشب:

حسابی خوش گذشت با پرهام رفتیم فلافل سلف سرویس اونجا ساندویچا رو گرفتیم بعد رفتیم پارک بعد از اونم بابابستنی بستنی 3 اسکوپه با فالوده و چقدر چسبید...