گاهی از جسم نه چندان قوی که دارم عصبانی میشم به مرور متوجه شدم که آسیب پذیر تر از دیگران هستم...
وهم گرفتم که شاید بیش از اندازه ازش انتظار دارم ولی دیگرانم همین اندازه فعالیت میکنن...
-
حساسیتی که رو به فراموشی بود دوباره ابراز دلتنگی کرده ... صبح ها به محضی که چشمام رو باز میکنم نفس میکشم با ورود هوای تازه به بدنم شروع به عطسه میکنم و این وضع تا شب ادامه داره...
میترسم این حساسیت مانع فعالیت های آینده ام بشه...
-
دلم یه تغییر تنوع بزرگ میخواد برای ثابت کردن بعضی چیزا به خودم...
مرده شور این حساسیت رو ببرن!
تغییر رمز ماندگاریست!!!!!!!!!
در پناه خدا
اینجا چی چی وگویی؟
ولی خب دوای ضد حساسیت استفاده میکنند راست راست میگردن واسه خودشون
حساسیتی که رو به فراموشی بود دوباره ابراز دلتنگی کرده
ای بابا شماها چطونه؟
والله حساسیت دوا داره استفاده کن دیگه اصلا متوجه نمیشی چی به چیه
این خارجیا که به خودشونم حساست دارن
سلام
همه پستای قبلی تو که نخونده بودم رو خوندمشون
دوست دارم عزیزم
من همه حرفامو تو چت گفتم قربونت بشم
هر چی امشب تو حرف نزدی من در عوض تو حرف زدم
دوست دارم
فدات
سلام
وبلاگم بدون هیچ دلیلی مسدود شده و مدیر بلاگفا هم پاسخگو نیست.
لطفا فعلا به این آدرس بیاین تا بتونین باهام در ارتباط باشین تا بعدا تصمیم بگیرم که همچنان به نوشتن ادامه میدم یا نه...
لطفا آدرس جدیدم رو به کسایی که میشناسین و میدونین خواننده ی وبلاگم بودن بدین
www.neggar.blogspot.com
فانای سابق