- همیشه برای برداشتن ابروهام وسواس دارم و معمولا مناسبت های خیلی خاص مثل اومدن پرهام به آرایشگاه میرم( از بس درد داره) امروز چون میخواستم فردا راهی بشم رفتم آرایشگاه و پرهامم نیست واسه همین اون مدل ابرویی که میخواستم رو گفتم برداره و البته که کلی خراب کاری کرد...
- با پرهام کلی حرف زدم هرچند چندین بار از حرفاش ناراحت شدم سعی کردم به روش نیارم قطع می کردم بغضم رو فرو می دادم و با شادی دوباره بهش زنگ میزدم
تا آخرش که رابطه امون یه خورده بهتر شدش
- پارک که رفته بودم دبیر زیستم رو بعد از دو- سه سال دیدم از همون اول باهاش صمیمی بودم جوری که تولدمم اومد خونمون دوباره تلفنامون رو رد و بدل کردیم و بهش قول دادم بهش زنگ بزنم
میگفت مامانت واسش سخت نیست که میخوای دورش بشی من سکوت میکردم آخرشم با شوخی گفتم گول خوردم نمیدونستم دوری سخته بعدش حرف رو به طرف خودش کشیدم
- ساعت 4:30 باید ارشاد باشیم....
- دوستتون دارم.......میاممم خیلی زود
نمیدونم چرا این روزا همه آرایشگرا ابروخراب کن شدن!
ایشالله به سلامتی بیای مشهد آبجی
سلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام
این آرایشگاه رفتن همیشه واسه من سخته انقده تنبلیم میاد که نگو
این موهای زائد صورت و ابرو هم که مکافاتیه بخدا!!
چقدر دلم میخواد منم معلم سال 4-5 دبستان ام رو ببینم . . .
* قلم روون و دل نشینی داری .
فکر کنم آخرین نت اومدن قبل از عروسیمه!
حالا بعدیش کی باشه نمیدونم
دوس دارم وقتی میام ببینم شادی راضی هستی خوشی ولی همیشه این طور نیست خب! زندگیه دیگه.
خود من چند روز مونده به عروسی روزهای تلخی داشتم خیلی تلخ و خدا و شکر البته شیرینش هم بود و هست
کاش نزدیک بودی و تو هم می اومدی هرچند الان هم جای خوبی هستی و مشهدی
قربونت برم که اینقدر فداکاری میکنی برای رابطه تون، درستش همینه تا می تونی گذشت کن ببخش انشالله مشکلاتتون حل میشه گلم. مشکل واسه همه هست استثنا هم نداره مخصوصا مشکلات دوران عقد که همه میگن داشتن، بعدش بهتر میشه اوضاع. شاد باشی هیشه عروس خانوم گل.