- گاهی فک می کنم پرهام مشکل روانی داره، دیروز دید من حتی تو دفترم اشک ریختم اما نگفت بلیت گرفته
ظهر که حسابدارشون میخواست بره خونه اومد از من خدافظی کنه خبر داد که آقا صبح اول وقت بلیت گرفتن...
حتی عصر دوباره اشک من رو در اورد نگفت بلیت گرفته...
همین الانم میگه شاید ببرمت شاید نبرمت.....( بدم میاد از این اخلاق)
- لبم خندونه ، ولی تا میام خوشحالیم رو ابراز کنم پرهام میزنه تو ذوقم...
از مرداد نرفتم شهرمون ، هرچند مامانینا چند وقت پیش اینجا بودن ولی دلم براشون تنگه... باید برم سوغاتی بخرم براشون، چمدونم رو هنوز درست حسابی جمع نکردم، دیشب تا صبحم خواب ، بیدار بودم...
- بازم میگم این پرهام مشکل داره....
- دوستتون دارم
- آزاده گلم برگشتم یا گوگل تلک رو نصب می کنم یا یاهو...دوتاش تو هارداکسترنال دارم هاردم رو میارم نصب می کنم..........
الهی من قربونت برمممممممم. ایشالا خوش بگذره. خوش به حالت میری پیششون. من هنوز معلوم نیس کی برم. ولی خوشحالم که تو میری.
پس مسافری به سلامتی
سلام عزیزم.. چه نازید شما دوتا... خنده م گرفت .. چه دوتای باحالی هستیدها
خب عزیزم.. قشنگی زندگی به همین چیزاشه.. دیگه بعضی وقتا یکی باید باشه حرص بده.. اگه همه ش قربون صدقه باشه که حوصله آدم سر می ره بابا...
خوش بگذره .. برگشتی بیا وبم کارت دارم
عزیزم انگار خیلی خوش میگذره ها. اره؟ نمیای نت؟
آجی فراموش کردم هاردم رو از خونه بیارم فردا میام نت