نیمه شب
به پشتی تکیه داده پاهاش رو دراز کرده هی انگشتش رو میذاره رو گونه اش...
و در جواب فقط مبینه که من سرم رو به علامت نفی تکون میدم...
با اصرارای اون در جواب میگم مشخصه اولین بوسه با بوسه من شروع نمیشه
میگه من اگه روم باز بشه شده ها...
باز اصرار میکنه که من برای اولین بار ببوسمش و وقتی با امتناع من روبه رو میشه با ۱۰۰۰ خجالت قرمز شدن گونه ام رو میبوسه
بعد میگه حالا نوبت تو هستش...
وقتی برای اولین بار در اون نیمه شب رویایی لبهاش رو بوسیدم بهم نگاه کردیم زدیم زیر خنده پرسید برای تو حسی داشت؟
و من با ناشی گری تموم گفتم نه
و بوسه های اونشب تکرار شد برای پیدا شدن اون حس ناب ...
میدونی پرهام همیشه آرزوم این بود همه اولین ها با تنها عشقم تجربه کنم که شدنی شدش...
خدیا شکرت
پرتو جان من گهگاهی یک نظر کوچولویی بر این صفحه ی وبلاگت مینگارم ولی هیچ وقت دیگه نمیبینمش! به دستت میرسه ایا؟!
سلام عزیز دلم
خیلی دوست دارما
فدات بشم
حالم خیلی گرفته هستش اخه تو دوباره حالت بد شده
خدایا کاش خیلی زود زود خوب می شدی عزیز دلم
خیلی دلم هواتو کرده
اولین بوسه رو هیچ وفت یادم نمی رد
خیلی باحال بودش
خیلی خیلی
یادته
صبحش که می خواستی بری سر امتحان؟
من می گفتم نرو .....
جیگر من دوست دارم
سعی کن زود زود خوب بشی خانم گلم
فدات بشم من الهی
خانوم خشکل خودمی ها
جیگرم می بینم که پست رمز دار نوشتی ؟
چی نوشتی ؟ رمزش چی هستش عزیزم ؟
هان ؟ زود تند سریع بگو ببینم
ها یعنی چه ؟
جیگر طلای من خیلی دوست دارم
فدات بشم من همسر نازم
می بوسمت گلم
پست بالای ۱۸ سال بود!
اولین ها رو با مرد رویایی ام...
منم سهیل رو بوسیدم