کوتاه آمدن های بسیار

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

رسوم پیچ در پیچ


- اینجا رسم نیست واسه دختر کلی جهاز بگیرن در نتیجه حرفای دیگران خیلی زیاد هستش از داداشا گرفته تا فامیل

از طرفی میدونم بازم اونجا بخاطر اینکه رسمشون رو نمیدونم ممکنه کم و کاستی داشته باشم و باز حرف میشنوم از این قبیل

برای همین خودم رو به بی خیالی زدم...


- با مامان دوتا ذرت پز  خریده بودیم که امروز از ذرت پز مامان استفاده کردم و عالی بودش...


- خاله و دخترخاله جهاز نه چندان کاملم رو دیدن و مدام میگفتن نمیشه نری اونجا اینجا بمونی؟


- ازش میپرسم چمدون هم باید بگیرم؟ من یه کوچیک دارم ....میگه نمیدونم میپرسم اجی کوچیکه چمدون داره میگه اره دوتا...


- 30 شهریور ....................


احساس لطیف


- عصر یه مدل کارت دیگه اپلود میکنه ، میرم میبینم ولی بجای دیدن کارت چشمام خیره میشه به قرمزی کوچیکی که رو دستشه...



فکر میکردم احساسم بهش اونقدر کم شده که با دیدن این چیزا دلم ریش نمیشه ولی اشتباه فکر میکردم

خوشحالم بخاطر جوونه زدن این احساس تو دلم ، اینکه این همه دوسش دارم...

رمز همون قبلیه

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

من برگشتم


بعد از ظهر رسیدیم، این چند روز حسابی تو بازار گشتیم و خرید کردیم...

خیلی چیزا مونده بخرم و خیلی چیزا رو گرفتم

سرویس قاشق چنگال، روتختی ، رو بالشتی ، بخارشور ، غذاساز و ...


- حسابی سرما خوردم جوری که اصلا صدام در نمیاد

- در مورد آرایشگاه و عکاسی مسیج زدم به خواهر دوست پرهام و ازش راهنمایی گرفتم حالا میدونم کجا قراره آرایشگاه برم...


*

خیلی دوستتون دارم....دوباره برمیگردم


در طی 12روز



- شبنم یکی از دوستای دبیرستانم بود که به شدت دوسش داشتم ولی بعد از ازدواجش ساکن شدنش تو یه شهر دیگه ارتباطمون کامل قطع شد

تا امروز که اومد خونمون و چقدر حضورش پر از انرژی بودش برام...


- تصور کنید در طی این 12 روز

من باید جهازم رو کامل کنم ببرم شهرشون و بچینم

لباس عروس سفارش بدم

فیلمبردار و عکاسم رو مشخص کنم

کارت دعوت رو انتخاب کنم دست فامیل خودمون و فامیل خودشون بدیم


به نظر خودم اصلا شدنی نیستش، چجوری میشه همه این چیزا رو مهیا کرد به این سرعت...


ادامه اش بعد می نویسم


- میگه عروسی ممکنه بین 25 تا 31 شهریور باشه...

بهش زنگ میزنم میگم من بعید میدونم بتونم 25 اماده بشم بنداز بین 28 تا 31 شهریور...

میگه بستگی داره به تالار...

پیروزمندانه بهش میگم قربونت بشم همون موقع که من میگفتم حداقل باید 1 ماه قبل عروسی تاریخ معین باشه برای همین چیزا بودش...

میگه در هر صورت سعی کن تا 25 حدود 12 روز وقت داری...


*